مادران کار...

 

"بمون خونه آیه رو تر وخشک کن!اون هنوز کوچیکه به توجه من وتو نیاز داره" این امر حکیمانه و مردانه رو بنده خطاب به مامان آیه فرمودم.ماجرا از اینجا شروع میشه که مامان آیه که همسر بنده باشه قبل از وصلت میمون ومبارکش با بنده شاغل بود و به قول معروف دستش تو جیب خودش. "کور از خدا چی می خواد دو چشم بینا "مگه بده زن کمک خرج مرد باشه ؟ نه ! اما با تشریف فرمایی سرور گرامی ما آیه خانم کار کردن مامان منتفی شد تا الان که آیه جان داره سه ساله میشه و وقتشه کم کم بره مهد کودک اینجوری واسه مامانش فرصتی پیش می یاد تا کار کنه فکر نکنید واسه پولش می گم (مرد خونه وظیفشه نون در می یاره).نه! جنبه ی سرگرمیش مد نظرمه بالاخره اونم تنهایی تو خونه حوصله اش سر میره.

 زن و مادرامروز با توجه به پیشی گرفتن مدرنیته از یک سری سنتهای غلط  با توجه به شرایط سخت زندگی مجبوره پا به پای مردش کار کنه و این مسئله شاید در مواقعی مانع توجه و رسیدگی مادران به فرزندان و زنان به شوهران بشه (عرض کردم ممکنه!) شاید بدونید که بنده گه گاهی توی مهد کودکا واسه بچه ها برنامه اجرا می کنم اونجا از مخاطب شش ساله دارم تا یک ماهه! بله یک ماهه...البته ایشون موقع اجرای برنامه من خواب تشریف دارند .برام خیلی سخته که نوزاد یک ماهه رو با اون شرایط جدا از مامانش تو مهد کودک ببینم.نمی دونم کار مادر اون بچه اونقدر مهم و حساس هست که بخاطرش بیشترین ساعت روز رو از پاره ی تنش دور باشه.نمی خوام قضاوت کنم چون بلد نیستم اما شاید اون مادر مجبور به این امره وگر نه...بگذریم چیزی که مدتی توجه ام رو به خودش جلب کرده مادران کار از نوع کار بازیگرییه اونم بازیگزی در سطح اول سینمای جهان (هالیوود)اونم بازیگرای درجه یک یا همون سوپر استارا.تصورش رو بکنید یک زن بازیگر بیشترین چیزی که براش مهمه حفظ استیل وفیزیک بدنی مناسبشه واسه اینکه تو اوج بمونه و از گردونه استارا بیرون نپره. در برداشت اول این زن چرا باید ازدواج کنه؟ آقا بالا سر می خواد؟ آینه ی دق می خواد؟ یا....حالا برفرض هم که ازدواج کرد بچه می خواد چیکار ؟ بابا شاید زد سه قلو باردار شد اون وفت که کاسه وکوزه ی این استار کپه. نه عمو  قدرت عشق و حس مادر بودن ماورای این گمانه زنی هاست.نمونه عینی اون رو تو صفحه ی مادران کار اتاق کودک بخونید(حتما بخونید/نمونه ها غربی.شرقی.شمالی.جنوبی.شمال غربی.جنوب شمالی و...)

/ 7 نظر / 11 بازدید
ati asayesh

زن باید کار کنه چون مردا شاید اولش راحت پول بدن اما بعدش با منت پول میدن چون دوس دارن زنها مدام اظهار نیاز کنه...این خیلی بده اگه زن ماهیانه حقوقی ثابت فقط واسه خودش از طرف شوهر داشته باشه نمیره سرکار...از طرفی الان که مهریه نمیدن حداقل طلاق صورت گرفت با سختی...زن بتونه خرجش رو در اره نه اینکه بره صیغه بشه...!

ati asayesh

اره موافقم...پس چرا مردا کمک نکنن....همه وظایف به دوش زنهاس... الان دیگه اون دوره گذشت که زن پوشاک بچه رو عوض کنه مرد هم وقتی میاد خونه باید وظایفش رو برعهده بگیره چون بچه اونم هست متاسفنانه مردا هیچ کمکی نمی کنن وباعث میشه زنها خسته شن...قدیما تو خونه ها هم عمه ها بودن هم مادربزرگها و شلوغ بود مادر خسته نمیشد اما الان مادر تنها خونس...و مردا انصاف ندارن...شما مردا هم باید یک وعده از غذای بچه رو بدین مثلا شام شبها نگهداریش با شما وظایف رو تقسیم کنید...زنها هم بیرون از خونه کار می کنن هم داخل...اما مردا فقط خارج خونه...زندگی مشترک یعنی تقسیم وظایف...حتی اگر هم زن خونه دار باشه باید بهش کمک شه...همه ی بزرگان به همسرانشون کمک می کردن...با تعادل موافقم اما شما مردا هم باید کمک کنید...ممنونم که به وبلاگم سر زدین...

مامان شایان و داداشی

م طولانی شد سلام بابالنگ دراز عزیز بیشتر مطالبتون رو خوندم ولذت بردم . در باره ی مادران کار به نظر من واقعا نیاز هست که زن فداکاری کنه و برای کار بیرون از خانه نرود . البته اگر نیاز مالی نباشد . من هم با هشت سال سابقه کار رسمی و کارشناسی به قول معروف خانه نشین شدم . ولی واقعا معتقدم هیچکس نباید بیکار باشد حتی اگر به هر دلیلی نتواند خارج از منزل کار کند بالاخره هرکسی استعدادی دارد . ببخشید اولین کامنت. به ما هم سر بزنید خوشحال می شوم . نظر شما در باره ی قصه ی تصویر ی که ترجمه کرده ام، برایم مهم است .[گل][گل][گل]

همایون

سلام.ممنون که بهم سر زدین .منم لینکتون کردم[قلب]

حوری آسمان

سلام دوست عزیز و یک دنیا ممنون به خاطر شعر زیبا. دوباره برمیگردم تا تمام پستهاتونو بخونم.

مامان شایان و داداشی

سلام عید قشنگ دلتون مبارک[گل] با یک بازی فلش کودکانه به روزم . خوشحال می شوم نظرتون رو بدونم .[گل]

مامان دینا

سلام اینکه شما به فکر خانه و خانواده تون هستید قابل تقدیره........می خواستم بگم با اینکه از همون ایتدا نامتون بابا لنگ دراز بود من دقت نکرده بودم و چون اونقدر مادران وبلاگ نویس زیادن که فکر نمی کردم شما آقا باشید.........یعنی اصلا حواسم نبود ای کیو خیلی پایینی ندارم..........به هر حال بعد از چند وقت اشنایی از اینکه افایی در بین مادران از فرزندش می نویسد امیدوار کننده است...........