گاه "نامه"اتاق کودک...

گاهی می نویسم...از کودک و برای کودک


دراولین سال تولد آیه، شبی میزبان دایی حمزه بودیم(دایی آیه) حمزه توی حال جلوی تلوزیون خوابش برده بود جمیل(مامان آیه) هم روی مبل لم داده بود وسریال می دید .اما آیه نه خواب بود نه تلوزیون می دید ،نق می زد... پس اورا بغل گرفته وبه آشپزخانه بردم .در آنجا متوجه واکنش آیه به مگنت های روی در یخچال شدم به سمت یخچال رفته و گیلاسی که نسبت به بقیه مگنت ها بزرگتر بود را بر داشته وبه او دادم ضمن اینکه کاملا حواسم بود تا گیلاس را دردهانش فرو نبرد. دقایقی به این شکل گذشت . آیه گرم بازی بود و من خیالم راحت که همه چی آرومه... تا اینکه یکدفعه متوجه شدم آهنربای گیلاس جدا شده شستم خبر دار شد بلافاصله دستم را در دهان آیه کردم اما چیزی نبود ،روی زمین هم چیزی نبود. دوباره دهانش را چک کردم در همین لحظه با مشاهده بی قراری آیه مطمئن شدم آهنربا در گلویش گیر کرده ، دستپاچه و شتابزده چند بار انگشتم را در گلویش فرو بردم چیزی دستم را نگرفت چند بار به پشتش زدم نتیجه ای نداشت رنگ آیه کم کم به سیاهی می رفت و من مثل مرغ پرکنده نمی دانستم چکار کنم .وقتی تلاشم نتیجه نداد آیه رو برداشتم و سراسیمه به سمت حال رفتم ،جمیل را صدا زدم وماوقع را برایش توضیح دادم .رنگ و روی آیه هر لحظه سیاه تر می شد و بی قراری اش بیشتر، سر وصدای ما حمزه را هم بیدار کرد. حمزه مثل مسخ شده ها بدنش می لرزید وقلبش می کوبید .جمیل یا ابوالفضلی گفت، دوانگشت خود را مثل چنگک داخل گلوی آیه فرو برد وآهن ربا را خارج کرد .همه چیز در حد سی ثانیه اتفاق افتاد ، سی ثانیه ای که گویی سی سال عذاب بود. اقدام جمیل برای در آوردن آهنربا واقعا یک ریسک بود چون اگر آهنربا به جای بیرون آمدن پایین تر می رفت راه های هوایی را به کل مسدود می کرد و در آوردن آن به سادگی ممکن نبود .به هر حال ذکر خدا و ابوالفضل ما را یاری کرد تا کودک معصومان را نجات دهیم.در این که غفلت من در مراقبت از کودکم دلیل روشن این حادثه  بود شکی نیست تاوان آن هم چند روز عذاب وجدان بود واین خاطره بد بود اما نکته قابل توجه این است که هرجا و هر مکان و هر وسیله ای ممکن است برای کودک ما خطر آفرین باشد که با تدابیری می توان خطر احتمالی را تا حد زیادی کاهش داد.اول: ایمن کردن محیط بازی کودک از نظر اشیا و وسایل همچین محیط حادثه آفرین از جمله پله ها، پنجره، تراس، حوض یا استخر و.... دوم:مراقب و کنترل نامحسوس فعالیت کودکان وسوم: آموختن کامل کمکهای اولیه، البته به شکلی که صحیح وماهرانه انجام گیرد و خطر را تشدید نکند. شاید خیلی ها در این مورد آشنایی های داشته یا دوره ی آموزشی آن را گذرانده اند از جمله بنده اما در موقعیت واقعی و جایی که مرگ وحیات یک نفر بسته به اقدام تو و از اتفاق این نفر عزیزترین کس تو باشد، عاقلانه عمل کردن سخت است اما لازم .در بدترین شرایط  حاکم بر فرد حادثه دیده ،تنها با یک اقدام ساده می توان از یک واقعه ی جبران نشدنی جلوگیری کرد.بازهم می گویم : سخت است اما ممکن ، با آگاهی ،سعی و تمرین.غفلت نکنیم که غفلت موجب پشیمانی است پشیمانی هم که سودی ندارد.

پیشنهاد می کنم والدین در حد امکان با کمکهای اولیه کودک آشنا باشند .این آشنایی را می توان از راه مطالعه ،شرکت در کلاس های مربوطه وتکرار وتمرین آموخته ها کسب کرد.صفحه جعبه امداد اتاق کودک گزیده ای از کمک های اولیه در برخورد با حوادثی که برای کودک اتفاق می افتد را در بر می گیرد. می تونید بش سر بزنید.





نویسنده : بابا لنگ دراز ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠


بیست تولز-

سرویس وبلاگ دهی صبا بلاگقالب و ابزار مهر اسکین

كد هاي زيبا سازي