گاه "نامه"اتاق کودک...

گاهی می نویسم...از کودک و برای کودک

نام بازی: گرگ و شکلها

هدف بازی: 1-تقویت آمادگی جسمانی کودک 2- مرور مفاهیم علوم و ریاضی و... به کمک بازی

تعداد شرکت کنندگان: 20تا 30نفر

وسایل بازی: محوطه بازی( حیاط مدرسه) – گچ در رنگهای مختلف

 شیوه اجرا

مربی به کمک بچه ها اشکال مختلفی با تنوع رنگ یا موضوع روی زمین محوطه ی بازی رسم می کند. به عنوان نمونه می توان به اشکال هندسی، اشیاء پیرامون، اعضاء بدن، میوه ها، حاصل جمع یا ضرب اعداد و... اشاره کرد. پس از آن شرکت کنندگان روی خط شروع ایستاده و منتظر علامت مربی می مانند ، با اعلام مربی ، به سرعت درمیان اشکال، شکل مورد نظر را یافته و وارد آن می شوند ، در پایان هرکس به اشتباه وارد شکل دیگر شده یا با تاخیر وارد شود بازنده و از دور مسابقه خارج می شود .

شیوه ای دیگر

پس از رسم اشکال روی زمین دانش آموزان به صورت پراکنده در محوطه ی بازی ایستاده و توسط مربی یک نفر به عنوان گرگ انتخاب می شود  پس از آن مربی در میان دانش آموزان حرکت کرده ضمن اینکه به یک نفر اشاره کرده و شکل مورد نظر را می گوید ، فرد مورد اشاره از میان دیگران دویده تا ضمن در امان ماندن از چنگ گرگ ، خود  را به محلی امن که همان شکل مورد نظر است برساند ، در ادامه اگر فرد موفق شده وخود را در شکل جای داد گرگ ابقا شده و مربی نفر بعد را از میان شرکت کنندگان انتخاب می کند اما در صورتی که گرگ موفق شود قبل از وارد شدن فرد به شکل ، او را لمس کند فردی که تا بحال فرار می کرده گرگ، و گرگ ثابق در میان دیگر شرکت کنندگان قرار  می گیرد .این بازی تا جایی دنبال شده تا آخرین شرکت کننده در شکل ها قرار گیرد.

شیوه ی پیشرفته

این شیوه تقریبا شبیه شیوه قبل بوده با این تفاوت که این بار برای وارد شدن به شکل مورد نظر نیاز به کلید است و کلید آن در شکل دیگر است.مربی پس از اینکه شکل مورد نظر را اعلام کرد شکلی که کلید در آن است را اعلام می کند به عنوان نمونه «دایره، کلید توی مثلث» پس فرد منتخب با سرعت به سمت مثلث دویده آن را لمس کرده و پس از آن خود را به دایره می رساند ضمن اینکه گرگ در تعقیب آن است.

 

خندهخوشمزهخجالتنیشخند

 

نقاشی های حرکتی

آقا کی ورزش می کنیم؟

 این سوالیست که دانش آموزان در حین نرمش های کششی و گرم کننده دردقایق آغازین زنگ ورزش می پرسند. «کی ورزش می کنیم ؟ مگر تا به حال چکار می کردیم؟» به عقیده بچه ها گرم کردن نوعی اتلاف وقت است نه ورزش آنها عاشق فوتبالند وفقط فوتبال را ورزش می دانند و این وظیفه مهم به دوش معلم است که به ساده ترین زبان ممکن به دانش آموز بفهماند« ورزش فقط فوتبال نیست. انواع نرمشها، بازیها، سرگرمی ها و هر فعالیت دیگه ای که باعث بشه بدن از حالت طبیعی خارج بشه، ضربان قلب وتنفس بالا بره، خون بیشتر و تندتر در رگها حرکت کنه و انرژی بیشتری مصرف بشه و از همه مهمتر احساس لذت، شادی و خوشی به آدم دست بده ، می تونه ورزش باشه» بدون شک دلیل علاقه وافر افراد به فوتبال به خاطر لذت و هیجانیست که در این بازی می یابند ف آیا این لذت و هیجان را در سرگرمی  دیگری می توان یافت؟ و آیا فوتبال در ساعات ورزش مدارس جایگزین خواهد داشت ؟ به حتم ورزشی در مقام جانشینی این بازی قرار می گیرد که حداقل گوشه ای از خواص آنرا دارا باشد .

گرم کردن

قبل از شروع هر فعالیت سنگین ورزشی« گرم کردن » یک اصل است که رعایت آن در تمامی سطوح (آموزشی، همگانی و حرفه ای) الزامیست . گرم کردن معمولا با دویدن آرام و نرمش های کششی همراه است که دانش آموزان عمدتا با آن میانه خوبی ندارند و سعی می کنند به هر بهانه ای که شده به آن تن ندهند  . در ساعات ورزش من ، دانش آموزی که به سختی از سر درد رنج می برد و به زور دعا ودوا روی پا می ایستد پس از نرمش چنان پا به پای دیگران می دود، سر می زند و سر می شکند که گویی خداوند مادام العمر اورا از هر درد ومرضی مصون داشته . در این صورت چرا تغییر روش ندهم؟ چرا این تلخی را به شیرنی مبدل نکنم؟

یک راه حل

خلاقیت و نوآوری در هر زمینه ای موجز و کار ساز بوده ف در این مورد نیز استثنا وجود ندارد . هر کس به فراخور استعداد و ظرفیت خدادای خود یک خالق است، البته در سایه اعتماد، تلاش، آزمون و خطا و اصلاح .عرض کردم می توان شیرنی را جایگزین تلخی لحظات نرمش کرد، درست است اما نه با روش های کهنه و پوسیده بلکه با نقاشی های حرکتی!

 

نقاشی های حرکتی

قرار است بچه ها را به یک دنیای شیرین دعوت کنم، دنیایی که محدودیت فضا و امکانات در آن خللی ایجاد نمی کند ، دنیایی پر از نشاط، شادی و تحرک.کافیست مقداری خلاقیت را با تخیل درآمیخت ، باور دارم که روش من بهترین روش است ، بچه ها آنرا دوست دارند و بی تابانه با آن همراه می شوند ، در این روش با بچه ها بچه شده، فاصله ها را کنار زده پا به پا همسفر شهر خیالشان می شوم.

چگونه

بهتر است شرح یک جلسه از گرم کردن به روش نقاشی حرکتی را باهم مرور کنیم

« خب بچه ها دفتر نقاشی تون رو باز کنید » بازخوردها متفاوت است ، چند نفر با سرعت به سمت کلاس می دوند تا دفتر نقاشی خود را بیاورند «صبر کنید » دیگری با نا راحتی می گوید « آقا امروز نقاشی نداریم، من دفتر نقاشی نیاوردم » چند نفر دیگر تصدیق می کنند ، یکی با تعجب از خود می پرسد « ورزش چه ربطی به نقاشی دارد » عده ای هم گویی از فکر و منظور من آگاه شده اند بلا فاصله دفتر نفاشی خود را باز می کنند « دفتر شما همراهتان است . حالا همه دفترها را باز کنید » بچه ها خیلی زود متوجه ماجرا شده  و با من همراه می شوند. باز کردن دفتر با بازشدن دست ها به طرفین بدن همراه و چجند مرتبه تکرار می شود . یکی می پرسد« آقا چند بار دفتر را باز کنیم؟» سوال اش به جاست« درست است، دفتر نقاشی شما پر شده از نقاشی های قشنگ ، بهتر است دنبال صفحه خالی بگردیم پس این بار دفتر را ورق می زنیم» به همراه حرکت دست از مرکز بدن به خارج آن ، این کار را با دو دست چند بار انجام می دهیم « خوبه، حالا مداد را بردارید و بتراشید » تراشیدن مداد همراه می شود با حرکت چرخشی مچ دست. بچه ها چندین بار مداد خود را می تراشند، اما نوک مداد می شکند « بچه ها سعی کنید یک مداد خوب بخرید تا مجبور نباشید اینقدر آنرا بتراشید چون با مداد کوچک سخت میشه نقاشی کرد . خوبه حالا بهتر با اون دست هم امتحان کنیم»حالا نوبت به نقاشی می رسد . در ابتدا از آنها می خواهم که بالای صفحه ی خود یک کوه بکشند و حرکت آن از این قرار است که دستها را باز کرده در بالای سر به همدیگر رسانده و با کشیدن همزمان دستها به سمت پایین و طرفین شکل کوه را در هوا رسم می کنیم. « حالا یک کوه بلند بکشیم» این بار همه روی پنجه ی پا بلند شده، بدن را به سمت بالا کشیده و حرکت قبل را تکرار می کنند . با تکرار این حرکت ما یک رشته کوه یا چندین کوه کوتاه و بلند خواهیم داشت«بچه ها به نظر شما اون چیه که زمین رو روشن و گرم می کنه؟.... لامپ...نه... اونی که تو آسمونه، خیلی نور داره؟...آفرین، خورشید... حالا با هم اون بالا ، بالای کوه رو می گم، یه خورشید بکشیم» آنگاه روی پنجه پا بلند شده و با باز کردن دست ها شکل مدور خورشید را در هوا رسم می کنیم. آنها درگیر یک قصه شده اند ، قصه ای که تصاویرش یک به یک از جلوی چشمانشان عبور می کند ، اما هدف اصلی چیز دیگریست، گرم کردن بدن برای شروع یک فعالیت نسبتا سنگین و بچه ها بدون اینکه احساس کنند برنامه مرا پیاده کرده اند . می پرسم« نور خورشید باعث رشد چی میشه؟ بله گیاهان و درختان... پس حالا بهتره یه درخت بکشیم ، یه درخت قشنگ که نور خورشید به اون تابیده و رفته بالا، بالا ی بالا تا نزدیک خورشید»  برای ترسیم درخت زانوها را خم کرده، دستها را تا نزدیک زمین رسانده ، اندازه ی تنه درخت را با فاصله ی دو دست در نظر گرفته و به سمت بالا می کشیم تا جایی که در بالای سر و در راس تنه با ترسیم یک دایره، بیضی یا مثلث توده ی شاخ و برگ درخت را تداعی می کنیم. از آنجا که درخت در زیبا سازی و سلامت جامعه نقش حیاتی دارد بهتر استیک جنگل داشته باشیم و این خواسته با تکرار حرکت قبل محقق می شود . همه چیز آرام و دلپذیر پیش می رود که صدایی این آرامش را به هم می زند ، صدای «هوووووووووو.... بچه ها این صدای چیه؟ درسته باد» ضمن تقلید صدای باد دستها را به طرفین حرکت داده  چندین قدم به طرفین بر می داریم « باد ابرها رو تکون می ده و می یاره جلوی خورشید. کدوم ابرا؟... راست می گید ابر نداریم پس ابر می کشیم» به کمک دست ها شکل ابر را در هوا ترسیم می کنیم. در ادامه ابرها جلوی خورشید قرار می گیرند بعد دو ابر باهم برخورد کرده و رعد وبرق به وجود می آید ، من حرکت رعد وبرق را با پرتاب ناگهانی دست و پاها به طرفین همزمان با یک صدای خشن اجرا کرده و بچه ها با من تکرار می کنند.« حالا از دل ابرا بارون می باره، بارون بکشیم» برای در امان ماندن از باران چتر می کشیم . هوا رفته رفته سرد شده و این بار برف می بارد . باریدن برف را نیز می توان کشید . آری این کشیدن ها می تواند همان حرکات کششی قبل و بعد از فعالیت باشد با این تفاوت که بچه ها با میل و رغبت آنرا دنبال کرده و گام به گام با آن جلو می آیند. در هوای برفی دوست داشتنی ترین سرگرمی بچه ها برف بازیست « بچه ها حاضرید برف بازی کنیم؟... خوبه اما به یک شرط به شرط اینکه مراقب باشید به کسی صدمه نزنید حسابی هم خودتون رو بپمشونیدتا سرما نخورید» برف بازی شروع شده و کوچولوهای بازیگوش، بی وقفه مرا هدف  گلوله های برفی خود قرار می دهند، من فرار می کنم و امان می خواهم...اما بچه ها امان نمی دهند نهایتا تسلیم می شوم چون به اندازه کافی برف به سرو صورتم خورده «خب دستامون یخ کرده بهتره دست ها رو گرم کنیم» پس از برف بازی همه احساس گرما می کنند ف درست است گرما.... در واقع ما دویدن، خم وراست شدن و پرتاب کردن بدن خود را گرم کرده ایم ولی صدایش را در نمی آورم و از بچه ها می خوام قبل از اینکه سرما بخورند به خانه برگردند. بچه ها قبول نمی کنند واسرار دارند به بازی ادامه دهیم اما  برای امروز کافیست ، همه به خانه می رویم« خانه نداریم؟ چه اشکالی داره  ؟ می کشیم» خانه ، کوه، خورشید، ابر، درخت و....... المان هایی که در نقاشی های کودکان به وفور دیده می شوند .

بله ما با آموختن زبان کودک، اجازه ی ورود به دنیای بازی و شادی وی را کسب کرده ایم . من در پایان این برنامه به هدف خود یعنی آماده کردن بچه ها برای فعالیت اصلی رسیده ام و بچه ها راضی و خوشنود مرا یاری نمودند.

 

 



بیست تولز-

سرویس وبلاگ دهی صبا بلاگقالب و ابزار مهر اسکین

كد هاي زيبا سازي